توي ده شلمرود
حسني تك .تنها بود
حسني نگو بلا بگو!!تنبل تنبلا بگو!!
موي بلند..............روي سياه....ناخن دراز ..............واه واه واه!!
نه فلفلي نه قلقلي نه مرغ زرد كاكلي
هيچ كس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
بابش مي گفت:حسني مياي بريم حموم؟؟ نه نمي يام نه نمي ام!!
سرتو مي خواي اصلاح كني؟ نه نمي خوام نه نمي خوام!!
غازه پريد تو استخر.........................
كره الاغ كدخدا يورتمه مي رفت تو كوچه ها..............واي من عاشق اين بيتم!!تو مهد كودك دوستام مي خواستن اذيتم كنن واسم اينو مي خوندن!! اخه من هي اين ور اون ور مي دويدم يعني در واقع يورتمه مي رفتم!!
من و داداشم و بابام و عموم هفته اي دو بار مي ريم حموم!!!!!!
خروس نگو يه ساعت......اين خروسه چه لوسه؟؟؟ اين جمله مورد علاقه منه!!هنوز هم ازش استفاده مي كنم!! وقتي دوست پسرم اذيتم ميكرد بش مي گفتم.اخه يه دونه پسره عين دخترها لوسه!1بش بگي گمشو بر مي خوره!!!(اون عشقه رو نمي گم!! اين دوست پسر دوممه!!يعني بود!!)
حسني ما يه بره داشت
بره اش رو خيلي دوست مي داشت....من هنوزم بره دوست دارم!!
دزده و مرغ فلفلي!!واي عاشق عكس ها و خوردني هاش بودم.از بچگي شكمو و به قول بابام دله بودم!!من 6ماه پيش يه بار بم گفت:برو دكتر ببين چته دخترم.فكر كنم انگل داري!! چقدر غذا مي خوري؟؟؟
گربه من نازنازيه همش به فكر بازي يه
گربه اكبر فوضوله به بازيگوشي مشغوله!!
گربه ليلي ناقلاست.............
يادتونه گربه نشسته بود تام و جري نگاه مي كرد؟؟!!
يادش بخير........چه قشنگ بود كودكي ام...................
هنوز هم دوست دارم اين كتاب ها رو بخونم!! راستش دلم مي خواد بچه داشته باشم كه به هواي اون واسه خودم اينا رو بخونم!! اسباب بازي بخرم...........قايم موشك بازي كنم...........
ببخشيد.كودك درونم طغيان كرده!! احتمالا فشار گرسنگي يه!!
+ نوشته شده توسط سارا ج در سه شنبه
1386/03/22 و ساعت
3:21 AM |